|
نه شرقی نه غربی, نه
تازی شدن را
براي تو ای بوم بر دوست دارم
|
عباس عبدی: پول نفت را بدست مردم بدهید
|
در ادامه سلسله گفت و گوهایی که در باب الزامات توسعه و موانع توسعه درایران ترتیب داده بودیم به سراغ عباس عبدی تحلیلگر مسائل سیاسی رفتیم تانظر او را در این رابطه جویا شویم.
وی معتقد است که تنها راه ممکن برای از بین رفتن استقلال مالی دولت از مردم به عنوان نخستین گام توسعه،تقسیم مستقیم درآمدهای نفتی بین مردم است. عبدی نه تنها انجام این طرح رابرای اقتصاد مضر نمیداند بلکه اعتقاد دارد با انجام این طرح زمینهاصلاحات اقتصادی برای نیل به اقتصاد آزاد و رقابتی فراهم می شود و سرمایهگذاری رونق می گیرد. او در پایان گفتگو تاکید میکند که این طرح هیچشباهتی با طرح پرداخت نقدی یارانه ها که چندی پیش در بعضی از رسانههاینزدیک به دولت مطرح شده بود ندارد و چنین طرحی را برای اقتصاد مضرر است.
- با توجه به اینکه بیش از یک سده از اصلاحات سیاسی و اقتصادی برای حرکت بهسمت توسعه در ایران میگذرد، چه دلیل یا دلایل عمدهای وجود داشته کهبسیاری از کشورها که دیرتر از ما آغاز کردند به توسعه برسند اما ما بهموفقیت چشمگیری دست نیابیم؟ دلایلش را باید در دو حوزه عینی و ذهنی جستجو کنیم، در حوزه ذهنی نمی توانیم بگوییم ایرانیان بهتوسعه بی علاقه بودند زیرا آنها از لحاظ انگیزشی خواهان بهبود اوضاع وکشوری پر تحرک در یکصد سال اخیر بودند. ایرانیان دو انقلاب کردند و دوجنبش اصلاحی به راه انداخته اند در حالی که هیچ جامعه ای شاهد دو انقلابدر طی صد سال نبوده است.
از لحاظ عینی باید دید، واقعيت مادیمحیط چگونه بوده است. به نظر من متغییر مستقل در جامعه ما متغیر های عینیهستند که اساسی ترینشان ساختار اقتصادی است. در گذشته، در اقتصاد جامعه مامشکلی که وجود داشت این بود که بخش عمده مالکیت زمین يا قدرت تصرف آن دراختیار دولت بود، بعد از مشروطه اقداماتی در رفع اين مشكل انجام شد اما باآمدن پول نفت مجدداً مساله به شکل بدتری بازتوليد شد، چون دولت مستقیماًخودش دارای درآمد شد.
به عنوان شاهد میتوان گفت، روند توسعهپايدار در ایران با سطح درآمدهای نفتی ارتباط و همبستگی منفی دارد، بهعنوان مثال بعد از سال های 78 و 79 که درآمد نفت به شدت افزایش پیدا کردیک روند معکوسی را در فرآیند توسعه و دستیابی جامعه به دموکراسی و حاكميتقانون به عنوان پيش شرط توسعهي پايدار مشاهده می کنیم. به همین دلیل اگرقرار است آن انگیزه به پیشرفت، نتیجه بگیرد، لزوماً تلاش ما بايد معطوف بهاصلاح ساختار اقتصادی باشد.
- برای این مشکل چه راهکارهای را پیشنهاد میکنید ؟ برای اصلاح ساختار اقتصادی باید استقلال مالی دولت از مردم كم شود و در واقعدولت به مردم وابسته تر شود، چند راه برای این کار وجود دارد. یک این کهدر چاه های نفت بسته شود و کلاً نفتی نفروخته نشود؛ راه دوم این است کهقیمت نفت اینقدر پایین بیاید تا کمتر از 10 درصد تولید ناخالص ملی را شاملشود؛ سومین راه این است که سطح تولید اقتصادی كشور به قدری بالا رود کههمین نفت موجود سهم زیادی را در تولید نداشته باشد. اولی به این دلیل قابلاجرا نیست که همین الان اگر پول نفت قطع شود بخش عظیمی از مردم از گرسنگیمیمیرند. با توجه به شرایط هم برای تحقق راه حل دوم و سوم چشماندازیوجود ندارد. به این دلایل است راه چهارمی پیشنهاد می شود که پول نفت را بهمردم بدهید و از سیستم دولتی خارج کنید و از آنجا به بعد گردش اقتصادی ومالی دولت را شروع کنید.
انگیزه اوليه پیشنهاد این طرح تقسیم پولبین مردم نیست بلکه مهم آن است که با اجرایی شدن آن پول نفت از بودجه بهبیرون می آید. بعد از آن هم دولت می تواند با برقراری مالیات بر پول نفتیکه دست مردم است، بودجه خود را تامین کند که نتیجه مقدرش كاهش استقلالمنابع مالی دولت در برابر مردم است.
- در صحبتی که بادکتر غنینژاد داشتیم ایشان تاکید داشتند که اگر امکانش فراهم شود صندوقذخیره ارزی را ترجیح میدهند، و پیشنهادی هم مطرح است که بانکی تشکیل شودکه سرمایهگذاری کند و سود به مردم تعلق بگیرد. نظر شما چیست؟ اگرامکان داشت یک پولی بیاید و عدهای از آدمهای خوب، عاقل و سالم آن را خرج کنند من هم موافق بودم، اما چنین چیزی امکان ندارد. هر جا پولی و یا رانتیمتمرکز شود جز فساد و تباهی چیزی نمیآورد، چون امکان ندارد عدهای بیاینداین پول را درست خرج کنند بنابراین بهتر است پول نفت مستقیم بین مردمتقسیم شود. مردم خودشان بهتر می دانند که چگونه آن را هزینه کنند. امافارغ از این استدلال هر راهحلی باید معطوف به تغییر ساخت بازی باشد همیندولت موجود هم ادعا می کند که ميخواهد با پول نفت به مردم خدمت کند.
بایدموثر بودن صندوق ذخیره ارزی در ايران را فراموش كرد در دوره آقای خاتمی که دولت یک جناح بود مجلس در جناح دیگر و دولت هم میخواست قانونی عمل کنداینقدر طرفين نوک به آن صندوق زدند که چیزی از آن نماند. اما دولت موجودخوشبختانه حتی نیازی ندارد به مجلس مراجعه کند وقتی برداشت مستلزم وجودقانون بود قانون لازم را مینوشتند و پول از آن برمیداشتند اما دیگر زحمتاین کار را هم به قانوننویسها نمیدهند و مستقیم بر می دارند.
بااین وجود مردم نسبت به درآمدهای نفتی بی تفاوت هستند اما اگر درآمد نفت دراختیار خودشان قرار بگیرد روی يك دلارش هم حساس میشوند. مردم بایدهمانطور که روی خانه و جان و مالشان حساس هستند روی پول نفت نیز حساس شوندو از آن حفاظت کنند. اما هیچ حساسیتی ندارند چون دست دولت است. دولتها همچون پایداری ندارند نسبت به نحوه خرج كردن آن حساسیتی ندارند و گاز و نفتبازیچه می شود. تا زمانی که پول نفت از دست دولت در نیاید امکان نداردمردم بتوانند دولتی وابسته به خودشان را تشکیل دهند.
- از آنجایی که در حال حاضر اکثر سرمایهگذاریها از سوی دولت است اگر پول نفت از دست دولت خارج شود دیگر سرمایهگذاری صورت نمیگیرد و امکان دارداین طرح به سرنوشت اصلاحات ارضی دچار شود. همانطور که در اصلاحات ارضیزمین خرد شد و کشاورزی لطمه دید، برخی می گویند با اجرای این طرح توزیعسرمایه هم امکان دارد صنعت ضربه بخورد، نظر شما چیست؟ اولاًصنعت با کشاورزی کاملاً تفاوت دارد، صنعت از طریق شرکتهای سهامی عام وشرکتهای سرمایهگذاری اداره میشود، حتماً نباید مردم چند میليارد داشتهباشند تا سرمایهگذاری کنند، در جامعهای که اقتصاد باثباتی داشته و بخشخصوصی در آن فعال باشد افراد می توانند از طریق بورس اقدام به سرمایهگذاری کنند. این جوری نیست که اگر پول نفت به مردم داده شود سرمایهگذاریکم شود، گرچه ممکن است در یکی دو سال این اتفاق بیفتد.
با اجرایاین طرح، ایران میشود مثل کشورهایی که نفت ندارند. اگر توزيع پول نفتباعث افزايش تقاضا شود با بالا رفتن تقاضا، تولید نیز افزایش پیدا میکندو علاقه برای سرمایهگذاری را بالا می برد. مثلا ترکیه مگر در آنجاسرمایهگذاری با دولت است؟ مگر تركيه نفت دارد؟
- پسمیتوان گفت پیشزمینه اجرای این طرح این است که نظام سیاسی، اقتصاد آزاد،مالکیت خصوصی و امنیت اقتصادی را تامین کند اما با توجه به این که ما هنوزبه این جایگاه نرسیده ایم چگونه میتوان این طرح را اجرایی کرد؟ درجواب این سوال همینقدر باید گفت که حکومتها به خودی خود زیربار هیچ چیزمخالف ميل خود نمیروند، در ساختار اقتصادی موجود نیز همین اوضاع ادامهخواهد يافت. بنابراین تنها راه این است که ساختار را به پذيرش این کاروادار كرد. راهش هم حمایت مردم است، یعنی کسی که میخواهد برود در حکومتباید شعار تقسیم مستقیم پول نفت را به شکل کاملاً علمی بیان کند و درجامعه جا بندازد بعد با حمایت افکار عمومی این شعار را محقق کند. اگربشینیم ببینیم حکومت زیربار این میرود یا نه خب معلوم است که نمیرود اگرمیخواست برود تا حالا رفته بود.
- آیا امکان دارد طرح تقسیم مستقیم پول نفت بین مردم به عنوان مطالبه جنبشهای اجتماعی مطرح شود؟ اینطرح راهبرد جنبش اجتماعی دموکراتیک است زیرا با اجرای این طرح به سویحداقلی شدن دولت پیش میرويم و دولت دیگر همچون لویاتان هابز در مقابلمخالفانش قرار نمیگیرد و بعد به دروغ نمیگوید که من نوکر مردم هستم درحالیكه عملا ارباب آنهاست. اگر استقلال مالی مذكور از بین برود دولت بهجای اینکه نوکر مردم باشد نماینده آنها خواهد بود.
تقسیم درآمدهای نفتی بین مردم میتواند طبقات فقیر جامعه را بسیج کند چون نحوههزینه شدن درآمدهای نفتی به شدت علیه آنها است و یک ظلم مضاعف در حق آنهاصورت میگیرد. از آنجا که این طرح راه را برای سرمایهگذاری باز خواهد کردمیتواند نظر سرمایهدارهای ملی را هم به خود جلب کند. حتی هر کس خواهانعدالت است میتواند پشت این قضیه قرار بگیرد چون به شدت منجر به کاهشضریب جینی میشود. حتی این طرح می تواند نظر فمنیستها را هم به خود جلبکند زیرا این تنها جایی است که زن ومرد با هم برابر خواهند شد، به یکاندازه پول می گيرند و استقلال زنها از طریق منبع درآمدیشان تامین میشود.
- آقای عبدی می دانید که ما دارای یک سنت روشنفکریهستیم که هم اجنبیستیز است و هم سرمایهستیز! در حال حاضر نیز تعدادی ازروشنفکران و بسیاری از افراد جامعه بر روی چنین انگاره هایی تاکید دارند. با توجه به اینکه یکی از شرایط تحقق طرح شما ورود سرمایههای خارجی بهداخل و کم شدن قدرت دولت است، آیا جامعه و روشنفکران نسبت به وقوع چنینشرایطی واکنش نشان نخواهند داد؟ اول اینکه در این طرحهیچ الزامی به جايگزينی سرمایهگذاری خارجی وجود ندارد. اساس این طرح ایناست که پول میرود دست مردم و از طریق آنها وارد چرخه اقتصاد میشود، ضمناینکه اجرای چنین طرحی آزادی مردم را بسط میدهد. آن وقت اگر مردم خواستندسرمایهگذار خارجی بیاورند میآورند و اگر نخواستند هم نیاورند.
ضمناآن سنت که وجود داشته الان دیگر به آن شدت نیست و حتی سنت عکسش هم وجوددارد و بیگانه ترسی را نکته منفی میبینید. در مورد سرمایه ستیزی هم بایدگفت آن چیزی که بیشتر با آن مبارزه میشود تبعیض و نابرابری است نهسرمایهداری. در گذشته مردم مصداق تبعیض و نابرابری را در نظامسرمایهداری میدیدند اما الان مصداق آن، نظام متصلب دولتی است.
اگرسیاست تقسیم مستقیم درآمدهای نفتی در بین مردم از سوی گروهها و احزابپیگیری شود، قریب به اتفاق افراد میآیند و حمایت خواهند کرد.
- با توجه به اینکه شما دو سال پیش این طرح را مطرح کرده بودید و چند مقالهدر دفاع از آن نوشتید و دکتر غنی نژاد نیز از آن حمایت کردند چه دلیلیوجود داشت که گروه ها و احزاب از این طرح حمایت چندانی نکردند؟ یکیاز دلایلش سنت مالوف سیاست مداران در ايران است که تقریباً تمام کسانی کهمیخواهند داخل قدرت بروند دوست دارند كه قدرت بی مسئولیت را تصاحب كنند واين فقط با استقلال مالی دولت ميسر است. آنها هم دوست دارند قدرت داشتهباشند و به شهرستانها بروند و پول توزیع کنند، علیرغم این که از کارهایفعلی انتقاد میکنند. بنابراین در ایران آن چیزی که اسمش قدرت است فرقمیکند با آن چیزی که در اروپا به آن قدرت میگویند. این یک قدرت مسئولاست اما همه می دانند قدرتی که نفت دستش باشد لزوما قدرت پاسخگويی نیست. بسیاری از سیاستمداران قدرت را با نفت میخواهند بنابراین حاضر نیستند ازچیزی دفاع کنند که منفعتشان را تامین نمی کند.
نکته دیگر این استکه برخی از افراد به خصوص طبقه متوسط که اکثر فعالان سیاسی از آن تشکیل میشود به این قضیه نگاه بدی دارند و آن را گدا پروری تلقی میکنند، در حالیکه درآمد نفتی پول خود ملت و حق آنهاست. آیا شرایط کنونی كه تعدادی درصف بایستند تا نامه ای بدهند و پولی بگیرند گدایی نیست؟
عملدیگری که در عدم مقبولیت این طرح موثر است برخی شعارهایی است که مطرح شدهبود و زمینههای فرهنگی نامناسبی را ایجاد کرد. اما مهمتر از همه اینهااین است که قرار نیست که یک ایدهای که طرح میشود یکی دو ساله به نتیجهبرسد خیلی از افراد چیزهایی گفته اند اما 10-15 سال طول کشیده تا به نتیجهرسیده است.
- آیا با اجرایی شدن این طرح امکان نداردحاکمیت آن را به عنوان ابزار علیه شهروندان استفاده کند، مثلاً به دلایلسیاسی سهمیه افرادی را قطع کند؟ نفت یک مالکیت مشاعاست، همانطور که حاکمیت حق ندارند کسی را از تابعیت ایران خلع کنند یاشناسنامه کسی را بگیرند، همانطور این حق هم وجود ندارد که سهمیه افراد راقطع کند. اتفاقاً یکی از مصادیق شعارهایی مثل ایران برای همه ایرانیانمیتواند همین باشد. اساساً چنین حقی وجود ندارد مگر این که قانون بگوید. می توان قانونی را تصویب کرد که مثلاً افراد مجرم یا معتاد حق استفاده ازسهمیه خود نداشته باشند اما مالکیتشان از بین نمی رود و مثلاً به ورثهمجرمان یا معتادان تعلق می گیرد ولی سهم پول نفت جزو مالکیت هر ایرانیاست.
- اخیراً رسانههای نزدیک به دولت نقل کردند کهقرار است پول یارانه انرژیها به صورت مستقیم بین طبقههای نیازمندجامعه تقسیم شود، آیا اجرای چنین طرحی را می شود پیش زمینه تقسیم مستقیمپول نفت بین مردم باشد؟ نخیر، به هیچوجه. پیش از اینکهدر این باره توضیح دهم باید بگویم که من به سوال شما پاسخ میدهم نه طرحاقتصادی دولت، چون معلوم نیست چنین طرحی وجود دارد یا نه و جزئیاتش هممشخص نیست.
اما در رابطه با پرداخت مستقیم یارانه باید گفت اولاینکه در حال حاضر دولت یارانهای نمیدهد، یارانه وقتی معنا پیدا میکندکه دولت از مردم مالیات بگیرید و به عده ای دیگر یارانه دهد. اما پول نفتمال خود مردم است. دولت از همان اول پول مردم را به خودشان بدهد آنها خودمیدانند چگونه مصرف کنند و نيازی به يارانه ندارند.
هدف از طرحتقسیم مستقیم پول نفت بین مردم ایجاد زمينههای اقتصاد رقابتی است اما طرحپرداخت یارانه مشکلات جدید را هم اضافه میکند مثل پرداخت نقدی یارانه مرغمی ماند که جز آبروریزی چیز دیگری نداشت. بعلاوه از همه بدتر اصلاً چگونهدهک اول، دوم و سوم قابل شناسایی است که به غير آنها یارانه تعلق نگیرد. اگر دولت چنین کاری را انجام دهد هدفش اين است كه پول یارانه ها را بدهدتا هم عدهای مرید بپرورانند و هم عدهای گدا. پرداخت نقدی یارانه جزتحقیر افراد چیزی ندارد در حالی که طرح تقسیم پول نفت میگوید پول مالمردم است و به دولت ربطی ندارد که آنها چکار میخواهد بکند.
پرسشدیگر در رابطه با طرح دولت این است که آیا پایه یارانه همین قیمت فعلی استو میخواهند همیشه پایه یارانه را ثابت نگه دارند و یا هر چه قیمت بالامیرود ما به تفاوتش را بدهند.
آیا این طرح می خواهد قانون شودیا دستورعمل دولتی است؟ اگر دستورعمل دولتی است امکان دارد برای تبلیغاتانتخاباتی از آن استفاده شود.
نکته دیگر این است که برای پرداختچنین پولی باید یک تشکیلات عظیم راه انداخت که این کار با توجه به هزینه وزحمت زیاد آن ارزشش را ندارد.
نکته دیگر هم این است که با اجرایچنین طرحی میخواهند بودجه دولت را کم کنند یا نه میخواهند یک پول جدیدیرا وارد چرخه اقتصاد کنند؟ بودجه دولت را که کم نمی کنند پس میخواهند پولجدیدی را بیاورند که این تورم زا است، از یک طرف یارانه میدهند از طرفدیگر دولت حجیمتر میشود اما در طرح تقسیم پول نفت اصل این است که دولتبخش عمده وظایفش را کنار گذارد.
مسلماً با پرداخت نقدی یارانه هاخیلیها مخالفت میکنند زیرا جز تبعیض، نابرابری، فساد و تباهی چیز دیگریندارد و هدفش هم سیاسی است. گرچه از منظر ديگری هم میتوان با اين طرحموافقت نمود كه من شخصا شايد از اين منظر موافق هم باشم. بيان اين منظربماند برای وقتی كه طرح اعلان شد.
منبع:آفتاب-علیرضا موسوی
ادامه نوآوري هاي دولت نهم: شربت ترياك هم آمد
|
|
  
توجه:استفاه از مطالب اطلاعات.نت با ذكر ماخذ آزاد
می باشد
با خبرهای خود به خبررسانی اطلاعات.نت ياری رسانيد!
-
http://ettelaat.net/
-
|